
این یکی از اندیشههای اصلی امیل دورکیم در اواخر قرن نوزدهم بود: با ازمیانبرداشتن آیینها، سنتها، نقشها و انتظاراتی که قرنها امیال ما را هدایت کردهاند، توانایی فهمیدن این را هم از دست دادهایم که اکنون به آنچه میخواستیم رسیدهایم و میتوانیم دیگر دست از تلاش برداریم. او مینویسد «وقتی چیزی برای متوقفکردن ما وجود نداشته باشد، نمیتوانیم خود را متوقف کنیم. فراتر از لذتهایی که تجربه کردهایم، سایر لذتها را تصور کرده و بهدنبالشان میرویم، و اگر کسی کموبیش همۀ لذتهای ممکن را تجربه کرده باشد، آرزوی غیرممکنها ر...
ادامه مطلب
در حقوق بینالملل اقتصادی گاه میگوییم «ترس از تحریم» از خود «تحریم» بدتر است؛ یعنی زمانی هست که تحریم ثانویه دیگر وجود خارجی ندارد اما باز هم شرکتها از ترسِ بازگشت تحریم حاضر نمیشوند تجارت با تو را آغاز کنند. خوب که فکر میکنم میبینم در زندگی شخصی خودمان هم اینگونه است. ما گناه میکنیم چون از تحریم میترسیم. منع شدن از یک کار و ترس محروم شدن از یک نفع شخصی باعث میشود غیبت کنیم، دروغ بگوییم، با نامحرم دوست شویم و... . گاه، همینکه میترسیم با نگاه نکردن، زیبایی زنی را از دست بدهیم، ...
ادامه مطلب